کینه اوردن

مترادف‌ها

کینه ورزیدن، کینه به دل گرفتن، دشمنی کردن، خصومت، بدخواهی کردن

متضادها

دوست داشتن، بخشیدن، گذشت کردن

لغت نامه دهخدا

( کینه آوردن ) کینه آوردن. [ ن َ / ن ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کین آوردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کین آوردن شود.

فرهنگ فارسی

( کینه آوردن ) ( مصدر ) انتقام کشیدن.

کلمات مرتبط