جمع اوردن
مترادفها
گردآوری کردن، جمعآوری
متضادها
پراکنده کردن، پخش کردن، از هم پاشیدن
لغت نامه دهخدا
( جمع آوردن ) جمع آوردن. [ ج َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) گرد کردن. فراهم آوردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( جمع آوردن ) ( مصدر ) گرد کردن فراهم آوردن.
جمله سازی با جمع اوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اين معنا گر چه از موارد استعمالش استفاده مى شود، و ليكن معناى اصلى لغت نيست، بلكهلازم آن معنا است، و گر نه معناى اصلى اجتباء همان جمع آوردن است.
💡 تذكر: آيه كريمه (اياك نعبد و اياك نستعين ) نكات و لطايف ادبى و معرفتى فراوانىدارد؛ مانند: التفات از غيبت به خطاب، افراد ضمير در اياك، افادهحصر با تقديم مفعول، جمع آوردن فعل نعبد و نستعين )، تكرار اياك،بيان حصر استعانت پس از حصر عبادت و... برخى از اين نكات در بحث تفسيرىبيان شد و برخى در بخش لطايف و اشارات اين آيه بررسى خواهد شد و به پاره اىديگر به اجمال اشاره مى كنيم:
💡 جهت و سبب جمع آوردن (ظلمات ) و مفرد آوردن (نور) در جمله:(وجعل الظلمات و النور) معناى (اجل )
💡 ولى اين دو وجه شاذ و در محاورات عرب نادر است، هم جمع آوردن به منظور تعظيم و همبه منظور جمع فعل، و نبايد كلام فصيح خداى را بر چنين معانىحمل كرد.
💡 در اين آيه نسبت خلقت را به عيسى (عليه السلام ) داده، و اين تعبيرى است سؤال انگيز كه مگر عيسى خالق است ؟ در پاسخ بايد دانست كه كلمه (خلقت ) به معناىبوجود آوردن از عدم نيست بلكه به معناى جمع آوردن اجزاى چيزى است كه قرار است خلقشود و لذا در جاى ديگر فرموده: (فتبارك اللّه احسن الخالقين ).