لغت نامه دهخدا
علاوه کردن. [ ع َ وَ / وِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افزودن. جمع کردن.
علاوه کردن. [ ع َ وَ / وِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افزودن. جمع کردن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) اضافه کردن، افزودن.
( مصدر ) ۱ - افزودن اضافه کردن. ۲ - جمع کردن.
اضافه کردن، افزودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تخم مرغ دودی غذایی است که شامل دود کردن تخم مرغ و تخم ماهی میشود. تخممرغهای دودی را میتوان با تخممرغهای آبپز که سپس دودی میکنند، درست کرد، یا با دود کردن تخممرغهای نپخته در پوسته آنها. علاوه بر این، تخممرغ دودی به عنوان نوعی از تخممرغهای آبپز تعریف شدهاست که پوست آنها، مرینیت شده و سپس دودی میشود.
💡 هیئت نظارت اندوخته اسکناس عهدهدار نظارت بر حسن اجرای مفاد ماده پنج قانون پولی و بانکی کشور از طریق تحویل و نگهداری اسکناسهای چاپ شده و همچنین نگاهداری حساب داراییهای موضوع ماده ۵ قانون یادشده و صورت جواهرات ملی و تنظیم مقررات مربوط به نمایش و نظارت بر ورود و خروج آنها از خزانه بانک و به علاوه نظارت بر معدوم کردن اسکناسهایی که باید از جریان خارج شود، میباشد.