علاوه کردن

مترادف‌ها

افزودن، اضافه کردن، افزون کردن

متضادها

کم کردن، کسر کردن

لغت نامه دهخدا

علاوه کردن. [ ع َ وَ / وِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افزودن. جمع کردن.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) اضافه کردن، افزودن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - افزودن اضافه کردن. ۲ - جمع کردن.

ویکی واژه

اضافه کردن، افزودن.

جمله سازی با علاوه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تخم مرغ دودی غذایی است که شامل دود کردن تخم مرغ و تخم ماهی می‌شود. تخم‌مرغ‌های دودی را می‌توان با تخم‌مرغ‌های آب‌پز که سپس دودی می‌کنند، درست کرد، یا با دود کردن تخم‌مرغ‌های نپخته در پوسته آن‌ها. علاوه بر این، تخم‌مرغ دودی به عنوان نوعی از تخم‌مرغ‌های آب‌پز تعریف شده‌است که پوست آن‌ها، مرینیت شده و سپس دودی می‌شود.

💡 هیئت نظارت اندوخته اسکناس عهده‌دار نظارت بر حسن اجرای مفاد ماده پنج قانون پولی و بانکی کشور از طریق تحویل و نگهداری اسکناسهای چاپ شده و همچنین نگاهداری حساب دارایی‌های موضوع ماده ۵ قانون یادشده و صورت جواهرات ملی و تنظیم مقررات مربوط به نمایش و نظارت بر ورود و خروج آن‌ها از خزانه بانک و به علاوه نظارت بر معدوم کردن اسکناس‌هایی که باید از جریان خارج شود، می‌باشد.

💡 علاوه کردن مقادیر اضافی به این گزارش باعث می‌شود که نتایج نهایی با دقت بیشتری نسبت به محاسبات قبلی نمایش داده شود.

💡 فرآیند علاوه کردن هزینه‌های حمل و نقل به مبلغ کل کالا باید در فاکتور نهایی به صورت شفاف مشاهده شود.

💡 دقت در علاوه کردن مبالغ مختلف به حساب بانکی، از بروز هرگونه اشتباه در تراز مالی شرکت جلوگیری خواهد کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران