کیف داشتن
مترادفها
شاد بودن، خوشحال بودن، سرحال بودن
متضادها
ناراحت بودن، غصه خوردن
لغت نامه دهخدا
کیف داشتن. [ ک َ / ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) نشئه داشتن. ( ناظم الاطباء ). دارای نشئه بودن چیزی. نشئه داشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). || مسرت و شادمانی آوردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دارای نشئه بودن چیزی نشئه داشتن.
جمله سازی با کیف داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی که دوستان قدیمی در یک سفر تابستانی به کنار دریا میروند و با هم وقت میگذرانند، واقعاً حس میکنند که دارند با هم کیف میکنند و لذت میبرند.
💡 او تمام هفته را با شدت کار کرد تا بتواند در آخر هفته با رفتن به رستوران و تماشای فیلم، کمی کیف داشته باشد و از خستگی دربیاید.
💡 هیچ لذتی بالاتر از این نیست که در یک عصر آرام، با نوشیدن یک فنجان چای گرم و خواندن کتاب، حسابی کیف داشته باشی و آرامش پیدا کنی.