لغت نامه دهخدا
خایه داشتن. [ ی َ / ی ِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از ثبات و قدرت داشتن است. دلیر بودن. شجاعت داشتن.
خایه داشتن. [ ی َ / ی ِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از ثبات و قدرت داشتن است. دلیر بودن. شجاعت داشتن.
کنایه از ثبات و قدرت داشتن است
💡 شو مدینهٔ علم را در جوی و پس دروی خرام تا کی آخر خویشتن چون حلقه بر در داشتن
💡 گرچه برخوانند حاضر لیک نتوان از گزاف برفراز خوان مگس را همچو اخوان داشتن
💡 تا تو نتوانی به همت داد سامان کار خلق از مروت نیست دست از کار دنیا داشتن
💡 خویشتن را با می و معشوق در ایوان باغ چون گل خندان و چون سرو خرامان داشتن
💡 خویش و جان را در دو گیتی از برای خویشتن چار میخ عقل و نفس و چار ارکان داشتن
💡 علاوه آنكه مقام و منصب ولايت، يك مقام جعلى و اعطايى است و داشتن چنين منصبى، خالى ازسه صورت نيست: