لغت نامه دهخدا
کوخان. ( ع اِ ) ج ِ کوخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به کوخ شود.
کوخان. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهر ویران که در بخش حومه شهرستان مهاباد واقع است و 137 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کوخان. ( اِخ ) نام یکی از چهار پسر منسیک، جد مغولان است. ( تاریخ گزیده چ لیدن ص 558 ). رجوع به همان مأخذ شود.