کوتاه اوردن
مترادفها
تسلیم شدن، کوتاه آمدن، عقبنشینی کردن
متضادها
بلند کردن، طولانی کردن
لغت نامه دهخدا
( کوتاه آوردن ) کوتاه آوردن. [ وَ / وُ دَ ] ( مص مرکب ) کلام را اطاله ندادن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( کوتاه آوردن ) کلام را اطاله ندادن