لغت نامه دهخدا
کهبرگ. [ ک َ ب َ ] ( اِ مرکب ) کاه برگ. برگ کاه:
ربودندش آن دیوساران ز جای
چو کهبرگ را مهره ٔکهربای.نظامی.به کهبرگ ساکن کنی باد را
هراسانی از بید پولاد را.نظامی.
کهبرگ. [ ک َ ب َ ] ( اِ مرکب ) کاه برگ. برگ کاه:
ربودندش آن دیوساران ز جای
چو کهبرگ را مهره ٔکهربای.نظامی.به کهبرگ ساکن کنی باد را
هراسانی از بید پولاد را.نظامی.
کاه برگ. برگ کاه.