لغت نامه دهخدا
( کنبثة ) کنبثة. [ کَم ْ ب َ ث َ ] ( ع مص ) درترنجیدن. درشت و درترنجیده شدن و منقبض شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بخیل گشتن. ( ناظم الاطباء ).
( کنبثة ) کنبثة. [ کَم ْ ب َ ث َ ] ( ع مص ) درترنجیدن. درشت و درترنجیده شدن و منقبض شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بخیل گشتن. ( ناظم الاطباء ).
در ترنجیدن. درشت و در ترنجیده شدن... و منقبض شدن یا بخیل گشتن