لغت نامه دهخدا
کمیهی. [ ک ُم ْ م َ ها ] ( ع ص ) سرگشته. یقال: ذهبت ابله کمیهی؛ ای رکبت رأسها و لاتدری این تتوجه. ( منتهی الارب ). سرگشته. یقال: ذهبت ابله کمیهی؛ ای لم یدر این ذهبت. ( ناظم الاطباء ). ذهبت ابله کمیهی، کذهبت عُمَّیهی ̍؛یعنی ندانست که شترش کجا رفت. ( از اقرب الموارد ).