کم ماهیچگی
مترادفها
ضعف عضلانی، هیپوتونی
فرهنگستان زبان و ادب
{sarcopenia} [تغذیه] وضعیتی که در آن جرم ماهیچه های اسکلتی براثر سالخوردگی یا کمبودهای غذایی کم می شود
جمله سازی با کم ماهیچگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کودک پس از زایمان با مشکل کم ماهیچگی مواجه بود که نیاز به جلسات طولانی فیزیوتراپی و تمرینات ورزشی مداوم برای بهبود قدرت بدنی داشت.
💡 در برخی بیماریهای عصبی-عضلانی، کم ماهیچگی یکی از علائم اصلی است که میتواند حرکت و تعادل بیمار را در فعالیتهای روزمره به شدت مختل کند.
💡 پزشک متخصص با تجویز رژیم غذایی پروتئینی و تمرینات مقاومتی، سعی کرد شدت کم ماهیچگی را در بیمار کاهش داده و توانایی حرکتی او را بهبود بخشد.