کلاه برداری کردن
مترادفها
کلاه سر گذاشتن، فریب دادن، تقلب کردن، کلاهبرداری
متضادها
امانتداری، صداقت، شرافت
فرهنگ معین
( ~. بَ. کَ دَ ) (مص ل. ) تقلب کردن، با حقه و تقلب کسی را مغبون کردن.
ویکی واژه
تقلب کردن، با حقه و تقلب کسی را مغبون کردن.
کلاه سر گذاشتن، فریب دادن، تقلب کردن، کلاهبرداری
امانتداری، صداقت، شرافت
( ~. بَ. کَ دَ ) (مص ل. ) تقلب کردن، با حقه و تقلب کسی را مغبون کردن.
تقلب کردن، با حقه و تقلب کسی را مغبون کردن.