کلاه برانداختن تصویر معنی کلاه برانداختن مترادفها کلاه از سر برداشتن فرهنگ معین ( ~. بَ اَ تَ ) (مص م. ) شادی کردن، خوشحالی نمودن. ویکی واژه شادی کردن، خوشحالی نمودن. کلمات مرتبط پرده انداختن تبهج هج کردن پرانداختن افشاش یکدستی زدن خوشاندن گزارش محتوای نامناسب