کفشدوزی
مترادفها
کفشسازی، کفشدوخت
لغت نامه دهخدا
کفشدوزی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل کفشدوز.( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِ مرکب ) دکان کفشدوز. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کفشدوز شود.
فرهنگ فارسی
۱ - شغل و عمل کفشدوز ۲ - دکان کفشدوز
کفشسازی، کفشدوخت
کفشدوزی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل کفشدوز.( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِ مرکب ) دکان کفشدوز. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کفشدوز شود.
۱ - شغل و عمل کفشدوز ۲ - دکان کفشدوز