کسلانه
مترادفها
با بیحالی، با تنبلی، سست
متضادها
با نشاط، فعالانه
لغت نامه دهخدا
( کسلانة ) کسلانة. [ ک َ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث کسلان یعنی زن سست و کاهل. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
با بیحالی، با تنبلی، سست
با نشاط، فعالانه
( کسلانة ) کسلانة. [ ک َ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث کسلان یعنی زن سست و کاهل. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).