کساد ساختن

لغت نامه دهخدا

کساد ساختن. [ ک َ / ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) کم کردن. ( آنندراج ). کساد کردن. بی رونق نمودن. کاسد کردن:
بیابیا که به یاد تو مردم چشمم
کساد ساخته نرخ متاع مرجان را.( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) از رواج و رونق انداختن ( کالا بازار ). یا کساد ساختن نرخ. کم کردن نرخ: ( بیا بیا که بیاد تو مردم چشمم کساد ساخته نرخ متاع مرجانرا ). ( واله هروی )

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز