لغت نامه دهخدا
کرم ریختن. [ ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) حسد ورزیدن. ابراز حسد با اطواری کردن. ( یادداشت مؤلف ). || کاری را به قصد آزار کسی انجام دادن. وررفتن. رجوع به کرمکشی و کرمکی شود.
کرم ریختن. [ ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) حسد ورزیدن. ابراز حسد با اطواری کردن. ( یادداشت مؤلف ). || کاری را به قصد آزار کسی انجام دادن. وررفتن. رجوع به کرمکشی و کرمکی شود.
حسد ورزیدن. ابراز حسد با اطواری کردن