کبرثل

لغت نامه دهخدا

کبرثل. [ ک َ ب َ ث َ ] ( ع اِ ) خبزدوک نر. ( منتهی الارب ).خنفساء نر. ( اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). خبزدو. ( برهان ذیل خبزدوک ) ( اقرب الموارد ). گوه گردان. ( منتهی الارب ). سرگین گردان. سرگین گردانک. || بچه گوه گردان. ( منتهی الارب ). بچه جعل. ( اقرب الموارد ).

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز