کافیدن تصویر معنی کافیدن مترادفها اشتیاق داشتن، میل داشتن، تمنا کردن، هوس کردن، طلب کردن لغت نامه دهخدا کافیدن. [ دَ ] ( مص ) کاویدن. کندن. شکافتن. تفحص و تجسس نمودن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط کافندگی بکافیدن کاوانیدن شکفتانیدن سکرفیدن