کاسف البال
متضادها
آسوده، آرام، شاد، خوشحال
لغت نامه دهخدا
کاسف البال. [ س ِ فُل ْ ] ( ص مرکب ) رجل کاسف البال، مرد بدحال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سیئی الحال. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
مرد بدحال
آسوده، آرام، شاد، خوشحال
کاسف البال. [ س ِ فُل ْ ] ( ص مرکب ) رجل کاسف البال، مرد بدحال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سیئی الحال. ( اقرب الموارد ).
مرد بدحال