کاریزکنه تصویر معنی کاریزکنه لغت نامه دهخدا کاریزکنه. [ ک َ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) مقنی: الانباط؛ به آب رسیدن کارکنه. ( تاج المصادر بیهقی ). کلمات مرتبط برهم نشستن اقماس اکتواز حاکم گردانیدن نطفان برسکیزانیدن