برهم نشستن

لغت نامه دهخدا

برهم نشستن. [ ب َ هََ ن ِ ش َ ت َ] ( مص مرکب ) روی هم قرار گرفتن. بر روی هم سوار شدن. اِرتکام. ( تاج المصادر بیهقی ). اِعرنکاس. ( منتهی الارب ). اِلتباد. ( تاج المصادر بیهقی ). تَراکم. ( المصادر زوزنی ). تَعَکبس. تَکاثُف. ( منتهی الارب ). تکبﱡب. تلبﱡد. ( تاج المصادر بیهقی ). کَرثاءة. ( منتهی الارب ).کَرس. ( تاج المصادر بیهقی ): طَرَق؛ برهم نشستن پر. ( تاج المصادر بیهقی ). عَسم، عُسوم؛ برهم نشستن پلک. ( از منتهی الارب ). کَرفاءة؛ برهم نشستن موی. || کنایه از کثرت و انبوهی: اِکفهرار؛ برهم نشستن ابر. تَکاوس؛ بسیار برهم نشستن گیاه و علف. تَکرفؤ؛برهم نشسته گردیدن موی و جز آن. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

روی هم قرار گرفتن بر روی هم سوار شدن.

جمله سازی با برهم نشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرینت سه‌بعدی سرامیک (به انگلیسی: Ceramic 3D Printing) روشی است که در آن ذرات سرامیک (خاک رس یا ترکیبات خام دیگر) به صورت خطی و لایه‌ای کنار هم قرار می‌گیرند و از برهم نشستن این خطوط و لایه‌ها، جسم سرامیکی تولید می‌شود.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز