ژکال
لغت نامه دهخدا
ژکال. [ ژُ ] ( اِ ) زغال. فحم. انگشت. ژگال. صاحب برهان گوید این لغت گویند ارمنی است.
فرهنگ معین
(ژُ ) (اِ. ) نک زغال.
ویکی واژه
نک زغال.
ژکال. [ ژُ ] ( اِ ) زغال. فحم. انگشت. ژگال. صاحب برهان گوید این لغت گویند ارمنی است.
(ژُ ) (اِ. ) نک زغال.
نک زغال.