بجول. [ ب ُ ] ( اِ ) استخوان شتالنگ که نام عربیش کعب است. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ نظام ). بژل. بژول. کعب. اشتالنگ. غاب. قاب. بجل به حذف واو نیز به همین معنی است. ( آنندراج ). قاب که کودکان بازند. ( یادداشت مؤلف ). بُجُل. ( ناظم الاطباء ).
بجول. [ ب ُ ] ( ع مص ) معظم و مکرم گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بجاله. || نیکوحال باپیه شدن. ( منتهی الارب ). بزرگ تن شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || شادمان گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
(بُ جُ ) ( اِ. ) نک آشتالنگ.
استخوانی که در مچ پایین دو غوزک قرار دارد، استخوان بندگاه پا و ساق، شتالنگ، کعب.
( اسم ) یکی از ۷ قطعه استخوان مچ پا که در فاصل. بین دو قوزک پا قرار دارد.این استخوان را در تداول عوام استخوان قاب نامند بجل شتالنگ اشتالنگ قاب کعب اشتق.
نک آشتالنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یقین ما که بجولان تو چونکه در تازی بکان رسد گهر از خوی چکانی دینار
💡 شرک بگرفت جهان را بکش آن تیغ دو سر بجهان اسب که دجال بجولان بگذشت
💡 بمیدان ولایت چون بجولان آوری دلدل بگردد کی رسد صد همچو ابراهیم را ادهم
💡 آنگاه اشارت بجولاهه کرد و گفت: «این نبافد مگر گلیم سیاه».
💡 چو سیل قهر جلال احد هجوم آرد چه چاره جز که بجولان او رود اغیار