چچک زده

لغت نامه دهخدا

چچک زده. [ چ ِ چ َ زَ دَ / دِ] ( ن مف مرکب ) آبله زده. آبله برآورده. بیماری آبله گرفته: غَضِب َ غَضاباً؛ چچک زده گردید. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آبله زده. آبله بر آورده. بیماری آبله گرفته. غضب غضابا. چچک زده گردید.