لغت نامه دهخدا
چهارچشمی.[ چ َ / چ ِ چ َ / چ ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) صفت کسی که چشمهای کاملاً باز و مراقب داشته باشد: فلان چهارچشمی است؛ یعنی مواظب همه چیز و همه امور هست. چارچشمی.
چهارچشمی.[ چ َ / چ ِ چ َ / چ ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) صفت کسی که چشمهای کاملاً باز و مراقب داشته باشد: فلان چهارچشمی است؛ یعنی مواظب همه چیز و همه امور هست. چارچشمی.
( ~. چَ ) (ص نسب. ) دقت کامل، با همة حواس.
صفت کسیکه چشمهای کاملا باز و مراقب داشته باشد.