چهار قد ایستادن
مترادفها
استوار ایستادن، قد علم کردن
لغت نامه دهخدا
چهارقد ایستادن. [ چ َ/ چ ِ ق َ دَ ] ( مص مرکب ) راست و به اندام ایستادن.
فرهنگ فارسی
راست و باندام ایستادن
استوار ایستادن، قد علم کردن
چهارقد ایستادن. [ چ َ/ چ ِ ق َ دَ ] ( مص مرکب ) راست و به اندام ایستادن.
راست و باندام ایستادن