چنگاوه
لغت نامه دهخدا
چنگاوه. [ چ َ وَ ] ( اِخ ) نام قهرمانی است در گرشاسبنامه:
ز گشتی بکشتی همی شد چو گرد
همی کوفت گرز و همی کشت مرد
چنین تا بچنگاوه جنگ جوی
رسید و کمین کرد از کین بر اوی.اسدی ( گرشاسبنامه ص 123 ).
جمله سازی با چنگاوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیاه چنگاوه که در برخی مناطق کوهستانی و دامنهها یافت میشود، در طب سنتی برای تسکین دردهای مختلف و بهبود وضعیت سلامت بدن استفاده میگردد.
💡 عطار قدیمی در بازار، با اطمینان کامل به مشتریان خود توصیه میکرد که برای درمان مشکلات پوستی، از عصارهی گیاه چنگاوه به صورت موضعی استفاده کنند.
💡 گیاهشناسان معتقدند که چنگاوه دارای خواص دارویی بسیار ارزشمندی است که میتواند در تولید داروهای گیاهی جدید و مدرن نقش بسیار مهمی ایفا کند.