کوراغلی
لغت نامه دهخدا
کوراغلی. [ کُرْ اُ ] ( اِخ ) کوراغلو. نام قهرمانی است که اعمال پهلوانی او در بین قبایل قفقاز شهرت دارد. ( از اشتینگاس؛ ذیل کوراغلو ).
کوراغلی. [ کُرْ اُ ] ( اِ مرکب ) نام لحنی از الحان ترکان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کوراغلی خواندن؛ در مقابل حقی سخنان بی اساس و غیرمنطقی گفتن. جوابهای بی سروته به تقاضای حقه کسی دادن. انکار وام خود کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
|| قطعه ای است ضربی که سابقاً در مقدمه ماهور نواخته می شد. ( فرهنگ فارسی معین ذیل کراوغلی ).
جمله سازی با کوراغلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کوراغلی در افسانهها و داستانهای عامیانه منطقه قفقاز، نماد قهرمانی است که در برابر ظلم و بیعدالتی حکمرانان ایستادگی کرده و عدالت را میطلبد.
💡 اشعار و ترانههای مرتبط با داستان کوراغلی، بخشی از میراث فرهنگی و فولکلور غنی مردم آن منطقه محسوب میشوند که نسل به نسل منتقل شده است.
💡 شخصیت کوراغلی در ادبیات شفاهی، به عنوان یک مبارز محبوب که همواره در کنار مردم مظلوم بوده، جایگاه بسیار ویژهای در قلب شنوندگان دارد.