چنارانی
لغت نامه دهخدا
چنارانی. [ چ ِ ] ( ص نسبی ) نام نژادی از اسبهای ایرانی که به دستور نادرشاه از اختلاط نژاد اسب ترکمانی و عربی پدید آمد. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با چنارانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در باغ بزرگ پدربزرگم، درختان چنارانی بسیار کهن و عظیمی وجود دارند که سایههای گسترده آنها در تابستان بسیار خنک و دلپذیر است.
💡 معماری سنتی این منطقه به شدت تحت تأثیر وجود درختان چنارانی است که در کنار حوضهای آب و ایوانهای بزرگ خانهها کاشته شدهاند.
💡 بسیاری از شاعران قدیمی، زیبایی و شکوه درختان چنارانی را در اشعار خود به عنوان نمادی از پایداری و اصالت طبیعت ستایش کردهاند.