لغت نامه دهخدا
چشمه موسی. [ چ َ م َ ی ِ سا ] ( اِخ ) چشمه ای که از زدن عصای موسی جاری شد. ( آنندراج ):
رود مصر و چشمه موسی براه قدس نیست
وقت رفتن ترس از آلایش دامن مکن.نظیری ( از آنندراج ).، چشمه موسی. [ چ َ م َسا ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند که در 54 هزارگزی شمال باختری خوسف واقع است. جلگه و گرمسیر است و 257 تن سکنه دارد. آبش از قنات. محصولش غلات و پنبه. شغل اهالی زراعت و مالداری و راهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).