چشم چراندن

مترادف‌ها

روی گرداندن، چشم‌پوشی کردن

متضادها

خیره شدن، نگاه کردن، چشم دوختن

لغت نامه دهخدا

چشم چراندن. [ چ َ / چ ِ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اکتساب فیض دیدار کردن و دیدن چیز مرغوب و تماشا کردن آن را. ( آنندراج ):
چون چشم از چراندن چشم است رزق ما
نی همچو دیگران بشکم زنده ایم ما.صائب ( از آنندراج ).|| به نظر ریبه در زنی دیدن. رجوع به چشم چرانی شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چیز مرغوب یا شخص محبوب را تماشا کردن.
کنایه از اکتساب فیض دیدار کردن و دیدن چیز مرغوب و تماشا کردن آنرا.

جمله سازی با چشم چراندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با وجود اینکه می‌دانست حقیقت در مقابل چشمانش است، باز هم با چشم چراندن سعی کرد از پذیرش مسئولیت‌های سنگین خود در برابر دیگران فرار کند.

💡 وقتی از او درباره اشتباهات گذشته‌اش سوال شد، با چشم چراندن و بی‌اعتنایی از بحث خارج شد تا پاسخ دادن به آن سوالات دشوار را به تعویق بیندازد.

💡 برخی سیاستمداران با چشم چراندن از مشکلات واقعی مردم عبور می‌کنند و ترجیح می‌دهند به جای حل مسائل، به بحث‌های بی‌ربط و حاشیه‌ای بپردازند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران