چسپیدنی

مترادف‌ها

چسبنده، لزج

متضادها

جداشدنی، لغزنده

لغت نامه دهخدا

چسپیدنی. [ چ َ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل چسپیدن. درخور چسپیدن.متصل شدنی. چسپ شدنی. رجوع به چسپیدن و چسپیده شود.