چسپاننده
مترادفها
چسب، چسبنده، چسبان
متضادها
جداکننده، منحلکننده
لغت نامه دهخدا
چسپاننده. [ چ َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) چسباننده. ملصق کننده. الصاق دهنده. دوساننده. کسی که دو یا چند چیز را بهم بچسباند.
چسب، چسبنده، چسبان
جداکننده، منحلکننده
چسپاننده. [ چ َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) چسباننده. ملصق کننده. الصاق دهنده. دوساننده. کسی که دو یا چند چیز را بهم بچسباند.