پیچندگی

مترادف‌ها

پیچیدگی، دشواری، درهم‌تنیدگی

متضادها

سادگی، وضوح، شفافیت

لغت نامه دهخدا

پیچندگی. [ چ َ دَ/ دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی پیچنده. عمل پیچنده.

فرهنگ عمید

پیچنده بودن، حالت و چگونگی پیچنده.