پیشاب ریختن
مترادفها
ادرار کردن
لغت نامه دهخدا
پیشاب ریختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) بول کردن. شاشیدن. آب تاختن. در تداول اطفال جیش کردن. درتداول عوام ادرار کردن. پیشاب کردن. زهراب ریختن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بول کردن شاشیدن آب تاختن ادرار کردن.
ادرار کردن
پیشاب ریختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) بول کردن. شاشیدن. آب تاختن. در تداول اطفال جیش کردن. درتداول عوام ادرار کردن. پیشاب کردن. زهراب ریختن.
( مصدر ) بول کردن شاشیدن آب تاختن ادرار کردن.