لغت نامه دهخدا
پیردل. [ دِ ] ( ص مرکب )که دلی پیر دارد. چون پیر مجرب و بخرد:
باش با عشاق چون گل در جوانی پیردل
چند ازین زهاد همچون سرو در پیری جوان.خاقانی.
پیردل. [ دِ ] ( ص مرکب )که دلی پیر دارد. چون پیر مجرب و بخرد:
باش با عشاق چون گل در جوانی پیردل
چند ازین زهاد همچون سرو در پیری جوان.خاقانی.
۱. کارآزموده.
۲. دل آگاه.
۳. [قدیمی، مجاز] خردمند.