پیراهه

مترادف‌ها

لباس، پوشاک، جامه، ردا، تن‌پوش

لغت نامه دهخدا

پیراهه. [ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) آنچه بدان زینت افزاید. و زینت و نیکویی. ( شرفنامه ).

فرهنگ عمید

= پیرایه

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنچه بدان زینت افزاید پیرایه

جمله سازی با پیراهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در داستان‌های عاشقانه کلاسیک، توصیف زیبایی پیراهه معشوق با پارچه‌های ابریشمی و رنگ‌های درخشان، بخشی جدایی‌ناپذیر از فضای شاعرانه داستان است.

💡 او پیراهه سفید و زیبایی را برای مراسم عروسی خود انتخاب کرد که با توری‌های ظریف و گل‌های گلدوزی شده بسیار خیره‌کننده بود.

💡 در متون کهن، لباس‌های اشرافی معمولاً با جزئیات زیادی توصیف می‌شدند، از جمله پیراهه های ابریشمی که با نخ‌های طلا تزئین شده بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران