پیر گردانیدن

لغت نامه دهخدا

پیر گردانیدن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) پیر کردن. اِکماء. قنسرة. اشابة. سفال. سفول. اکویداد. ( منتهی الارب ):
گَرد رنج و غم که بر مردم رسد
زودتر می پیر گردد مرد شاب.ناصرخسرو.

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز