پوسندگی
مترادفها
خوردگی، فرسایش، پوسیدگی
متضادها
سلامت، پایداری
لغت نامه دهخدا
پوسندگی. [ س َ دَ / دِ ] ( حامص ) چگونگی و صفت پوسنده. چُرّندگی ( در تداول مردم قزوین ).
خوردگی، فرسایش، پوسیدگی
سلامت، پایداری
پوسندگی. [ س َ دَ / دِ ] ( حامص ) چگونگی و صفت پوسنده. چُرّندگی ( در تداول مردم قزوین ).