پوسندگی

مترادف‌ها

خوردگی، فرسایش، پوسیدگی

متضادها

سلامت، پایداری

لغت نامه دهخدا

پوسندگی. [ س َ دَ / دِ ] ( حامص ) چگونگی و صفت پوسنده. چُرّندگی ( در تداول مردم قزوین ).

جمله سازی با پوسندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 میزان پوسندگی فلزات در محیط‌های ساحلی به دلیل وجود نمک و رطوبت بالا بسیار بیشتر از محیط‌های خشک و داخلی در خشکی است.

💡 مهندسان باید برای جلوگیری از پوسندگی سازه‌های فلزی در پل‌ها، از پوشش‌های محافظ و رنگ‌های ضد زنگ بسیار باکیفیت و مقاوم استفاده کنند.

💡 تحقیقات علمی نشان می‌دهد که نوع ترکیب شیمیایی ماده بر میزان پوسندگی آن در برابر عوامل محیطی مختلف مانند اسید و اکسیژن تأثیر می‌گذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران