لغت نامه دهخدا
پوسانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِمص ) فریب دادن و فروتنی و بزبان خوش مردم را فریفتن. ( برهان قاطع ). بزبان شیرین کسی را فریفتن. ( شرفنامه ).
پوسانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِمص ) فریب دادن و فروتنی و بزبان خوش مردم را فریفتن. ( برهان قاطع ). بزبان شیرین کسی را فریفتن. ( شرفنامه ).
(پُ ) (اِمص. ) ۱ - فروتنی. ۲ - چاپلوسی، چرب زبانی.
۱. فروتنی.
۲. چرب زبانی برای فریب دادن کسی، چاپلوسی.
فریب دادن و فروتنی و بزبان خوش مردم را فریفتن
فروتنی.
چاپلوسی، چرب زبانی.