پوساننده
مترادفها
پوسنده، فاسدکننده
متضادها
سازنده، ترمیمکننده، محافظ
لغت نامه دهخدا
پوساننده. [ ن َ دَ / دِ ] ( نف ) آنچه پوساند. آنکه بپوسیدن دارد.
فرهنگ عمید
آن که یا آنچه چیزی را بپوساند.
پوسنده، فاسدکننده
سازنده، ترمیمکننده، محافظ
پوساننده. [ ن َ دَ / دِ ] ( نف ) آنچه پوساند. آنکه بپوسیدن دارد.
آن که یا آنچه چیزی را بپوساند.