گریاننده
مترادفها
گریهکن، زاریکننده، اشکریز
متضادها
خندان، شادمان
لغت نامه دهخدا
گریاننده. [ گ ِ ن َن ْ دَ /دِ ] ( نف ) آنچه یا آنکه بگریاند. گریه آور. مُبکی.
فرهنگ عمید
۱. کسی که دیگری را بگریاند.
۲. چیزی که باعث گریه شود.
گریهکن، زاریکننده، اشکریز
خندان، شادمان
گریاننده. [ گ ِ ن َن ْ دَ /دِ ] ( نف ) آنچه یا آنکه بگریاند. گریه آور. مُبکی.
۱. کسی که دیگری را بگریاند.
۲. چیزی که باعث گریه شود.