پهلوئی
مترادفها
پهلو، کناره، جناح
متضادها
مرکزی
لغت نامه دهخدا
پهلوئی. [ پ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به پهلو، جنبی.جانبی.کناری. || ( اِ ) قسمت جنبین دامن:
آنکه پهلو همی زند با من
پهلوئی را نداند از دامن.سنائی.
پهلو، کناره، جناح
مرکزی
پهلوئی. [ پ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به پهلو، جنبی.جانبی.کناری. || ( اِ ) قسمت جنبین دامن:
آنکه پهلو همی زند با من
پهلوئی را نداند از دامن.سنائی.