هم پهلویی

لغت نامه دهخدا

هم پهلویی. [هََ پ َ ] ( حامص مرکب ) هم پهلو شدن. همراه رفتن. همراهی. گویا به معنی همراه شدن برای محافظت:
چو بر بارگی کامرانیش داد
به هم پهلویی پهلوانیش داد.نظامی.

فرهنگ فارسی

هم پهلو شدن همراه رفتن

جمله سازی با هم پهلویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این میان، فاصله خوانندگان از یکدیگر نیز مورد توجه بوده‌است. مطالعات صورت‌گرفته در این زمینه نشان داده‌اند نه تنها آرایش حقیقی، بلکه مقدار فضای پهلویی و فراگیر، دریافت صدا را برای آوازخوانان و شنوندگان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

💡 رنگ بدن قهوه‌ای خاکستری یا شکاری تیره با یک ناحیهٔ مشخص روشن و نوارهای تیره پهلویی است که روی بینی در بیشتر موارد مشخص است.

💡 به خاک عاجزی چون بوریا سرکرده‌ام بیدل مگر زین ره نشانم نقش آرامی به پهلویی

💡 اگر بر خاک می غلتم مرا دیباست با رویت تعالی الله، عجایب پشت و پهلویی که من دارم

💡 از گردنم سرشته چه خیزد به غیر عجز ماییم و پهلویی ‌که به بستر شکسته‌اند

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز