پنیزه
لغت نامه دهخدا
پنیزه. [ پ َ زَ / زِ ] ( اِ ) صورتی از پنجه، نوعی رقص. پنجه. رجوع به پنجه شود.
جمله سازی با پنیزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عطر خوش و بسیار دلپذیر پنیزه در هنگام دم کردن چای، میتواند آرامش بسیار زیادی به ذهن و روح شما در روزهای پرفشار کاری ببخشد.
💡 گیاه پنیزه یکی از گیاهان دارویی بسیار پرطرفدار است که در بسیاری از درمانهای سنتی برای بهبود مشکلات گوارشی و کاهش التهاب استفاده میشود.
💡 در بسیاری از باغچههای کوچک خانگی، افراد گیاه پنیزه را میکارند تا از بوی مطبوع آن برای خوشبو کردن محیط اطراف خانه خود استفاده کنند.