لغت نامه دهخدا
پازه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) پاچه:
نیم مستک فتاده و خورده
بی خدو این خدنگ پازه من.سوزنی.و رجوع به پاژه شود.
پازه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) پاچه:
نیم مستک فتاده و خورده
بی خدو این خدنگ پازه من.سوزنی.و رجوع به پاژه شود.
( اسم ) پاچه. یا کیک در پازه افتادن. کیک در شلوار کسی افتادن مشوش و شوریده و هراسان شدن.
پاچه