پلماس کردن

لغت نامه دهخدا

پلماس کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دست مالیدن به هر سوی برای جستن چیزی چنانکه کوران همیشه و بینایان در شب. رجوع به پرماسیدن شود.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) کورمال کورمال حرکت کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مانند کوران دست مالیدن بهر سوی برای جستن چیزی.

ویکی واژه

کورمال کورمال حرکت کردن.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز