پلق پلق
مترادفها
قورت دادن، بلعیدن
لغت نامه دهخدا
پلق پلق. [ پ ُ ل ُ پ ُ ل ُ ] ( اِ صوت ) رجوع به پلغپلغ شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آواز جوشیدن مایعات غلیظ.
قورت دادن، بلعیدن
پلق پلق. [ پ ُ ل ُ پ ُ ل ُ ] ( اِ صوت ) رجوع به پلغپلغ شود.
( اسم ) آواز جوشیدن مایعات غلیظ.