لغت نامه دهخدا
پلغیده. [ پ ُ ل ُغ ْ غی دَ / دِ ] ( ن مص ) در تداول عامیان، برجسته و ازحد طبیعی زیاده بیرون آمده و اکثر در چشم متداول است. بیرون جسته: چشم پلغّیده؛ مایل بسوی بیرون. جاحظ.
پلغیده. [ پ ُ ل ُغ ْ غی دَ / دِ ] ( ن مص ) در تداول عامیان، برجسته و ازحد طبیعی زیاده بیرون آمده و اکثر در چشم متداول است. بیرون جسته: چشم پلغّیده؛ مایل بسوی بیرون. جاحظ.
برجسته، برآمده، بیرون جسته.